جمال الدين محمد الخوانساري

86

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

بدرستى كه نيست زيرك مگر كسى كه هرگاه بد كند طلب آمرزش كند وهر گاه گناه كند پشيمان گردد . 3895 انّما زهّد النّاس في طلب العلم كثرة ما يرون من قلّة من عمل بما علم « 1 » . جز اين نيست كه بىرغبت كرده است مردم را در طلب علم بسيارى آنچه مى بينند از كمي كسى كه عمل كرده باشد به آن چه دانسته و « بودن اين معنى سبب بي رغبتي مردم در طلب علم » يا باعتبار اين است كه علم بي عمل معلوم است كه بد است پس مردم بي رغبت مىگردند در طلب علم از خوف اين كه مبادا هرگاه عالم شوند عمل نكنند بآن مانند أكثر مردم ، واين وبالى گردد از براي ايشان ، ويا باعتبار اين كه گمان ميكنند كه اگر خوب مىبود يا ضرور مىبود ايشان خود عمل مىكردند بآن پس عمل‌نكردن أكثر را بآن ، دليل اين ميكنند كه خوب نيست يا ضرور نيست . 3896 انّما حظّ أحدكم من الأرض ذات الطّول والعرض ذات الطّول والعرض قيد قدّه متعفّراً على خدّه . بدرستى كه نيست بهره احدى از شما از زمين صاحب آن درازى وپهنا مگر بقدر ، قدّ أو در حالي كه غلطيده باشد در خاك در افتاده بر گونه خود ، مراد « 2 » اين است كه بهره كسى از شما از زمين با آن درازى وپهنا نيست مگر بقدر قدّ أو در وقتي كه

--> ( 1 ) شارح ( ره ) در حاشية گفته : « يعنى چنين است وخلاف اين نيست » ( منه ) . ( 2 ) در حاشية گفته : « ترجمه ظاهر تر « افتاده در خاك بر گونه خود » مخفى نماند كه فايده حال كه « متعفرا على خده » باشد اين است كه بهره اين كس اين قدر قليل است از زمين كه آن بقدر پهلو خوابيدن در حالتي كه گونه بر خاك باشد مثل خوابيدن ميت در قبر نه زيادة بر آن ( حسين ) » . مصحح گويد : گويا در نهج البلاغة « منعفراً » بنون از باب انفعال نقل شده است .